هرگاه که اخبار جنگ و تصاویر انسان های بر خاک و خون غلتیده و شهرها و خانه ی ویران را می بینم، این چند بیت پند آموز شاهنامه آنهم از زبان شخصیتی خونریز به نام افراسیاب در خاطرم زنده می شود که پس از شکست از نوه ی دختری اش کیخسرو، به حصاری پناه می برد و دیوارهای آن را با نرده های آهنین و سر نیزه می پوشاند تا از دست نوه اش که به خونخواهی پدرش سیاووش آمده است رهایی یابد. اودر آن عزلت و خواری تازه متوجه می شود که چه برسر مردم جهان آورده و توسط پسرش پیامی پند آموز به نوه اش می فرستد. به این چند بیت نگاهی ژرف اندیشانه بیندازید|
برچسب:
نویسنده: سارا رضوانی