حسین الله دینی- نزدیک به سه هزار سال پیش در جنگ بین ایران و توران،پیران نماینده ی
افراسیاب وانمود می کند که قصد آشتی و بستن
پیمان دوستی با ایران را دارد. رستم به نمایندگی ایرانیان با او دیدار می کند. فردوسی شاعر بی همتای ایرانی، هزار سال قبل این روایت تاریخی را در
شاهنامه جاودانه کرده است. در این داستان گودرز فرمانده ی لشکر ایران با پیش کشیدن سابقه ی نیرنگ
تورانیان به رستم می گوید: سرمایه توست روشن خرد/روانت همی از خرد برخورد/زجنگ آشتی بی گمان بهتر است/ نگه کن که گاوت به چرم اندر است1/بگویم یکی پیش تو داستان/که از راستی جان بدگوهران/گریزد چو گردون زبار گران/گر ایدون که بیچاره پیمان کند/بکوشد که آن راستی بشکند/چو کژ آفریدش جهان آفرین/تو مشنو سخن زوی و کژی ببین/جز از رنگ چاره نداند همی/زدانش سخن برفشاند همی/دروغ است یکسر همه گفت او/نشاید جز از اهرمن جفت او/
رستم با هوشمندی پاسخ می دهد: زنیکو گمان اندرآیم نخست/نباید مگر جنگ و پیکارجُست/به فتراک بربسته دارم کمند/ کجا زنده پیل اندر آرم به بند/چُنو بازگردد زگفتار خویش/ببیند زما درد و تیمار خویش/ ببینیم تا کردگار جهان / براین آشکارا چه دارد نهان
فردوسی در ادامه داستان، قدرتمندان جهان را نصیحت می کند که جهان پایدار نیست و در دست یکنفر نمی ماند. جهان را درگیر جنگ و خونریزی نکنید. نصیحتی که امروز قدرتمندان جهان گوش شنوایی برای شنیدن آن ندارند و خواسته و ناخواسته دارند جهان را به سوی جنگ عالم سوز دیگری می برند.
بیباید کشیدن گمان از بدی/ره ایزدی باید و بخردی/که گیتی نماند همی برکسی/نباید بدو شاد بودن بسی
1-گاوپیسه گُرزی آهنین به شکل سرگاو بوده است که آن را در پوششی از چرم پنهان می کرده اند. دست آهنین و دستکش چرمی از آن گرفته شده است.
برچسب:
نویسنده: سارا رضوانی
تاريخ: سه
شنبه
30 مهر
1398 ساعت: 21:00